سيد محمد كمره اى
525
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
دار التعليف شدن ادارات دولتى اظهار شد كه محاسب السلطان پسر ميرزا رضا قلى تارزن را رييس وظايف و مقوم رييس خالصه و دكتر حسين خان مدعى العموم محاكمات مىگويند شده . گفتم عجالتا دواير دولتى دار التعليف و التلحيف شده و از بركت دستهبندى ، احترامات شرافتى وزارتخانهها از خانه محترم خانم فاحشه معروف كمتر شده . بعد بيرون آمده سوار واگون شديم . صديق حضرت را اتفاقا ملاقات و يادش آمد كه چند روز قبل عين الممالك كاغذ مرا كه در جوفش كاغذ همشيره در خصوص نرسيدن چهل تومان شهريه دولتى و كم كردن ارفع الممالك بود نخوانده ، گفت الان مىروم اداره مىخوانم و جواب مىنويسم و اين چندروزه هم ناخوش بودم . شفاعت موسى خان خياط بعد آقايان به وزارت ماليه و من به وزارت داخله رفته پدر موسى خان خياط گفت شيخ عابدين به شفاعت مشاور الممالك از محبس بيرون آمد و يكسره تشكرا به خانه مشاور رفت و ميرزا على اكبر ساعتساز امروز وعده كرده سه به غروب برود و از وثوق الدوله تقاضاى استخلاص موسى خان را بنمايد . من هم خوشحال شدم . بعد بيان الدوله را ديده ، گفتم پول شش هزار تومان كه ديروز از شما قرض خواستم ديگر لازم نيست چون مقصودآباد عبد العظيم الدوله را ديروز عصر خريدند و عملش در هفده هزار و دويست تومان گذشت . بعد به ايشان در خصوص تضييقات معاشى محبوسين مذاكره نموده ، قرار شد مادامى كه در حبسند ماهى ده تومان به جهت مخارج مادر و خواهر لله بدهد . من گفتم پانزده تومان . قرار شد تا پسفردا بفرستد . گفتگو با سردار جنگ براى معاش عيالات محبوسين بعد بلند شده استخاره نمودم منزل سردار جنگ بروم خوب آمد . پياده ، رو به خيابان ، در لالهزار معاضد السلطنه را ديده احوال خانواده مساوات را پرسيد . گفتم بد مىگذرانند . گفت روز پنجشنبه يا جمعه صبح يا عصر يك نفر آدم